تبليغاتX
عاشورا مكتب عشق و ايثار و شهادت است اي شهادت طلبان نه تنها خداوند در قرآن كريم ، كه انبياء و همه اولياء بر شهيد بودنتان گواهي مي دهند******* شهيد گشتيد تا كلمه الله ، برفراز سرزمين اسراء اوج و تعالي يابد******* سرسپردگان مدعيند كه شما خودكشي كرده ايد غافل از اينكه خود با انتخاب زندگي ذلت بار ، مردگانند******* عزيزانم، اگر روزي توانستيد قدس را از چنگال دشمن بيرون کنيد بار سفر را به آنجاها ببنديد و با خود مشتي از خاک مرا برداريد در اطراف مسجد الاقصي بيافشانيد بر انگشتر زمانه اي قدس تويي تو گوهر يک دانه آيا به ياد داري با عشق گشت آغاز ايام آشنايي آيا به ياد داري با بوي ياسمين ها آويخت آن زمانه براي ديدن تو به سان تشنگانم يا عاشق که تشنه باشد براي ديدن دوست سرزنش هاي زمانه نگاه من به گنبد طلايي ات اي قدس چون نگاه گداي به زر اي کاش مي شد که دو رکعت نمازي به سپاس در نخستين قبله مسلمانان بگزاريم از چه سخن گويم از هاله اي از نور که تو را در بر گرفته است از شکوه دو مسجدت يا به فرزندانم چه بگويم آن هنگام که سخن از تو به ميان آيد بگويم قدس ساحر است و دل هر کسي که به ديدارش مي آيد با سحر خود مسحور مي سازد ولي چه کنم که تو پاک و مطهري و ذاتت عاري از هر گونه سحر *********************** اي قدس اي زيباترين قصيده ام آيا اين تويي تنهاترين آهنگ من يا تو اميدي بر قلب من، بر جان من اي قدس اي زيباترين داستان اي تو محل معراج رسول اي تو محراب بتول اي تو مجمع تمام انبياء اي تو مجمع فرشتگان آسمان اي تو جايگاه نماز و جهاد در توست که نور هدايت متجلي مي شود اي قدس اي عزيزترين شهر اي خواهر مکه و مدينه با خون تمام شهدا ندايت را لبيک مي گوييم به تو اي والاترين اسير به تو اي سرزمين عبادت و سجود به تو اي بيشه شيران لبيک مي گوييم *********************** ولي چه کنم اندوه از دوري تو تمام وجودم را فرا گرفته است و پس از سال ها امروز با تو سخن مي گويم و عقده دل را به نزدت مي گشايم چرا که مي ترسم پس از اين سفر تقدير به من اجازه ندهد و سکوت قبر مرا به اندرون خود بکشاند پيش از آن که دوباره تو را ببينم اي شهر عزيز، هراسم از آن است آرزوهايم با مرگم بميرند و نتوانم با تو درد دل کنم و بگويم که اي قدس اي کاش مي دانستي چقدر شوق تو را با خود به گور آورده ام

عاشورا مكتب عشق و ايثار و شهادت است

"اللهم ارزقنا الشهادة فی سبيلك مقبلين غير مدبرين "

امام خمینی (ره) ، نماد حقیقی اسلام و رمز استقلال وعزت و وحدت ملی است

خشنودی روح مطهر امام بزرگوارمان صلوات

امام خمینی (ره): بازگذاشتن دست كسانی كه قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند خيانت است .

الفاتح، اهانت هدفمند به حضرت امام خمینی (ره) بنيانگذار کبير جمهوری اسلامی ايران، و تهاجم ننگین به ساحت مقدس ایشان را بشدت محکوم می‌کنیم و خواستار برخورد قاطع با افراد تیره بخت و بی شرم و جاهلان فتنه‌گر، برای ايجاد آشوب سازمان‌يافته در ایران اسلامی، هستیم. این بی حرمتی وقیحانه احساسات قلبی دوستان و معتقدان به امام و انقلاب را جریحه دار کرده است و انشاءالله این توطئه گروه های شیطانی با هوشیاری به موقع ایران اسلامی نقش بر آب خواهد شد. انشاءالله این توهین وقیحانه زمینه ساز رسوایی و نابودی دارودسته شيطان خواهد شد.

**************

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان امام خمینی (ره) فرمودند : پروردگار حکیم، آن بنده صالح خود را به گونه ای آفریده و پرورش داده بود که بدون کوچکترین احساس حقارت، در مقابل هجوم گردنکشان سیاسی جهان می ایستاد و در مقابل سیل تهمت هایی که اصول او را ارتجاعی و بنیادگرایی می خواندند با افتخار و عزت کامل، از اسلام ناب دفاع می کرد و به همین دلیل به نماد حقیقی عزت ملی مردم ایران تبدیل شد.

امام بزرگوار ما، کانون درخشان وحدت «قلبی، روحی و عملی» ملت بود و حتی مخالفانش، در دل به او احترام می گذاشتند و عظمت امام را تصدیق و تحسین می کردند. فضای عمومی جامعه، سرشار یاد تعالی بخش و نشاط آفرین امام است و همه جریانهای سیاسی، حتی کسانیکه از لحاظ فکری، همه مبانی و زیرساختهای نظری امام را قبول ندارند، خود را پیرو و طرفدار امام معرفی می کنند چرا که می دانند برای توده های عظیم ملت که نظام متکی بر آرای آنهاست، طرفداری از امام یک ارزش محسوب می شود و این واقعیتی کاملاً تأمل برانگیز است.

**************

نفاق اكبر اين است كه انسان به‏ظاهر خود را مؤمن به خدا و فرشتگان و كتاب‏ها و پيامبران و روز قيامت نشان دهد و در باطن مخالف همه يا بخشى از آن باشد و اين همان نفاق صدر اسلام است كه قرآن به نكوهش اهلش پرداخته و آنان را كافر دانسته و خبر از دوزخى بودنشان داده است . نفاق اصغر يا نفاق عملى است و آن اين است كه انسان به‏ظاهر كارى كند و قصدش چيز ديگرى باشد.منظور از معناى دوم، ظاهرسازى و رياكارى است؛حال اگر در معناى نخست دقيق شويم و به انگيزه‏هاى منافقان صدر اسلام ـ كه كافرانى مسلمان‏نما بودند ـ بنگريم، به اين نكته مى‏رسيم كه اظهار ايمان به خدا و رسول و قرآن تنها يك سپر سياسى براى زندگى در جامعه دينى مدينه بوده است . 

نفاق، به واقع يك صفت و ويژگى روحى ـ روانى است كه برحسب شدت و ضعف آن و مقتضيات زمان، گاه منافق را براى جلب منافع مادى و زودگذر دنيوى ، به ستايش و چاپلوسى و ابراز محبت و دوستى دروغين با خلق خدا وا مى دارد؛ حال آن كه دل در گرو اموال و جاه و مقام مردم نهاده است، نه ويژگى هاى انسانى آنها. گاه نيز به صورت برخورد منافقانه با پيامبر و اعتقادات اصلى دين ظهور مى كند، و گاه براى جاى گرفتن در صف مؤمنان به رياكارى و تظاهر و اعمال و عبادات است، و حتى در مرتبه شديد آن، به صورت امر به عبادت و دعوت به طاعت رخ مى نمايد كه امام على (ع) آن را شديدترين نوع نفاق خوانده است .

**************

امام على عليه السلام فرمودند: بالكذب يتزين اهل النفاق؛ «منافقان به دروغ ، خود را مى آرايند .» و المنافق قوله جميل و فعله الداء الدخيل؛ «منافق ، گفتارش زيبا و كردارش بيمارى درون است .» منافق زيبا مى نمايد و زيبا مى گويد تا بيمارى درونى خويش را بپوشاند و هدف خود را مخفى نگاه دارد، و تا آنجا كه بتواند در دلها نفوذ كند و انسانها را بفريبد و به كام خود برسد . زيبا و شيوا سخن گفتن در همه جامعه ها و براى همه انسانها جذاب بوده و شگرد هميشگى رهبران و افراد سودجو است . اين ويژگى، شباهت بسيارى به خصلت ديگر منافقان، يعنى چاپلوسى و تملق دارد.

سركرده منافقان مدينه، عبدالله بن ابى سلول قصد اغفال على (ع) را ـ به خيال خود ـ مى كند؛ اما با كلام كوبنده حضرت روبه رو مى گردد «اى عبد الله ، تقوا پيشه كن نه نفاق كه منافق بدترين آفريده خدا است.» حديث ديگر امام عليه السلام نيز ناظر به همين ويژگى است؛ آن جا كه مى فرمايد : المنافق لسانه يسر وقلبه يضر؛ «زبان منافق شادمان مى كند و دلش زيان مى رساند

خشنودی روح مطهر امام بزرگوارمان و روح شهداى عزيز ما ، و همه شهداى اسلام و سلامتی حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی و در جهت نابودی گروه های شیطانی و خیانتکاران به اسلام و ولایت و انقلاب اسلامی ذکر ۵ صلوات بر محمد و آل محمد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 22:8  توسط الفاتح  | 

امتحان الهی در بیانات حضرت امام خمینی(ره)  

حکومت کردن بر چنین جامعه ای که خون خودش را در راه اسلام و کشور اسلامی میدهد و جوانان برومندش را فدا می کند از کارهای بسیار مشکل است. و از امتحانات بسیار مشکل است.

ای روسا شما در محضر امتحان در آمدید و اعمال شما دقیقا تحت نظر خداوند تبارک و تعالی است. توجه بکنید به این ملتی که این طور همراهی با شما می کند. ای روسا هر جا که هستید هر قبیله که هستید، در معرض امتحان هستید. مبادا با خون شهیدان بخواهید برای خودتان مقامی درست بکنید، خدا نکند که شما ها بخواهید دیگران خون خودشان را بدهند و شما مقامتان بالاتر برود. خدا نکند که چنین حیوانی در باطن شما باشد و شما خیال کنید انسان هستید، بشر در معرض امتحان است.

خداوند تبارک و تعالی فرمودند: احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا وهم لا یفتنون.

شما گمان می کنید، مردم گمان می کنند، همین که گفتند من مومن هستم، شما را رها می کنند، امتحانش نمی کنند. همین که گفتید ما آزادی خواهیم شما را رها می کنند. بر منصب مینشانند تا بفهمانند که راست می گویید یا نه. به مجرد اینکه ادعا کردید من برای این ملت و این کشور خدمتگزارم رها می شوید. امتحان خواهید شد و در امتحان هستید.

از من طلبه و همه افراد این مملکت و تمام افراد بشر و تمام انبیا و اولیا، همه معرض امتحان هستند. به ادعا و گفتار رها نمی شوید. فرموده اند که سابقین را امتحان کردیدم تا معلوم شود کی مومن است و کی منافق.

همه گروهها همه مردمی که در این مملکت یا در راس امور هستند، یا در بازار یا کشاورزی هستند یا در کارخانه ها هستند، در گروهک های مفسد هستند، همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان.

در گفتار بسیار آسان است که انسان ادعا کند چه هستم و چه هستم. لاکن درهمان معنایی را که ادعا می کند در همان امتحان میشود. همان شخصی که می گوید من بشردوست هستم در همان معنا امتحان می شود. همان شخصی که می گوید من طرفدار حقوق بشر هستم در همان معنا امتحان می شود.

اگر درآن مقامی که رسید با آن وقتی که قبل از آن مقام بود هر دو مساوی بود و نفسش یک طور است و ریاست برای او سنگینی نمی کند، این شیعه علی بن ابیطالب (ع) است و پیرو او و از این امتحان رو سفید بیرون آمده است.

من خجالت می کشم وقتی شما ها را می بینم از خوزستان و خرم آباد و از جنوب و غرب آمدید و آن همه رنج دیدید. و آن همه جوان های شما شهید شدند و آنطور خانه های شما خراب شدند و وقتی بیایید اینجا،  ببینید اوضاع طور دیگریست، سر خون شما دعواست.

قلم های در روزنامه ها، دست هایی که این قلم ها به دستشان است، آنهایی که در رادیو و تلویزیون و در سایر جاها سخنرانی می کنند همه مورد امتحان خدا هستند. آن وقتی که قلم بدست می گیریرد بدانید که در محضر خدا قلم بدست گرفته اید. آن وقتی که می خواهید تکلم کنید، بدانید که زبان شما، قلب شما، چشم و گوش شما در محضر خداست.

عالم محضر خداست. در محضر خدا معصیت خدا نکنید . در محضر خدا سر امور باطل و فانی  با هم دعوا نکنید . برای خدا کار بکنید و برای خدا به پیش بروید. اگر ملت ما برای خدا و برای رضای پیغمبر اکرم (ص)  به پیش برود تمام مقاصدش تکمیل خواهد شد.

خداوند تبارک و تعالی ما و شما را از این امتحان بزرگ سرفراز و روسفید بیرون بیاورد، خداوند تمام افراد ملت ما را آبرومند کند، خداوند این نهضت را متصل به نهضت امام زمان(عج) بکند، خداوند دشمنان ما را هدایت کند.    

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

**************

کشتار و قتل عام بی رحمانه بر شیعیان مظلوم یمن همچنان ادامه دارد، نیروهای متجاوز عربستانی علاوه بر حملات موشكی و توپخانه ای شدید در جریان حملات هوائی خود علیه شیعیان مظلوم صعده از « بمب های فسفری » نیز استفاده كرده و قربانیان جنایات خود را با بمب های فسفری مورد تعرض قرار داده اند. رژیم سعودی ملعون بداند از این جنایات وحشیانه سودی نخواهد برد و از همین آغازبا تجاوزات نظامی خود علیه شیعیان بی دفاع نیز ابعاد شكست و ناكامی خود را رقم زده است .

رزمندگان شیعه الحوثی با اسارت چند تن از نیروهای متجاوز عربستان اعلام كرده اند كه نیروهای مهاجم با انجام عملیات وحشیانه علیه شیعیان با مقاومت مردم و ساكنان منطقه مواجه گردیدند و در تجاوزات اخیر با همکاری اردن درصدد پیاده كردن چتربازان درون خاك یمن بودن که با مقاومت شدید شیعیان با دادن تلفات سنگین پا به فرار گذاشته اند، و رژیم سعودی در تجاوز زمینی خود نیز با اقدامات وحشیانه و ضدانسانی با بجا گذاشتن برخی تجهیزات نظامی خود در نتیجه نیروهای متجاوزسعودی با به اسارت درآوردن ساکنان بی دفاع منطقه عجز و ناتوانی خود را در رویارویی با مجاهدان شیعه نشان داده و به عمق خاك عربستان گریخته اند.

فرزندان فاطمه(س) و على علیه السلام و شیعیان مجاهد یمن اکنون با مقاومت و اراده پولادین خود آرام و قرار آل سعود و دشمنان اهل بیت علیه السلام را سلب کرده اند، در طول تاریخ تمامی امت های بزرگ و به یاد ماندنی با مرگ و جانفشانی ها به عزت و شرف رسیدند. مقاومت قهرمانانه شیعیان یمن موجب زمین گیر شدن رژیم متجاوز سعودی و حکومت ملعون یمن با داشتن جنگ افزارهای مدرن جنگی که در عالم ارزش ها شکست خورده است، شده است. وهابیت ملعون که کینه هایش را با عقل و اندیشه غرب وحشی گرفته و بر علیه مردمی ستمدیده رویارو شده که جز سلاح عزم و ایمان و شهادت، هیچ سلاح دیگرى ندارد. پس این پیروزى بزرگ را به همه قهرمانان و شهیدان و کودکان صعده تبریک مى گویم. این روزها روزهایى شکوهمندی است. روزهاى جدایى حق از باطل و پیروزى حق بر باطل...انشاءالله

خداوند تبارک و تعالی در آیه 24 سوره ابراهیم فرموده است: "الم تركيف ضرب الله مثلأ كلمة طيبة كشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السمـاء." آيا نديدى چگونه خداوند كلمه طيبه (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه اى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت و شاخه آن در آسمان است.

امام باقر علیه السلام پيرامون اين آيه شريفه فرمودند: سلام بر درخت، محمد(ص) و فروع آن اميرالمؤمنين علی(ع) و ميوه آن حسن(ع) و حسين(ع)، و شاخه آن فاطمه(س) و فروع آن شاخه، امامانى كه از فرزندان فاطمه علیه السلام و برگ هاى آن درخت، شيعيان و دوستداران اهل بيت علیه السلام هستند.

خداوند تبارک و تعالی در آیه 44 سوره ابراهیم فرموده است: "فيقول الذين ظلموا ربنا اخرنا الى اجل قريب." ؛ آن روز كه ظالمان مى گويند پروردگارا مدت كوتاهى ما را مهلت ده. امام باقر علیه السلام در تفسير آيه كريمه فرمود: مى خواستند (ظالمان و ستمگران) تا خروج حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مهلت گيرند.

**************

جدیدترین جنایت صهیونیست‌ها فاش شد

شهرک "کريات" در شهر الخلیل

تصاویر له کردن جوان فلسطینی توسط شهرک نشین صهیونیست

پیش از زیر گرفتن این جوان فلسطینی که "وسیم مسوده" نام دارد، سربازان صهیونیستی به طرف جوان فلسطینی شلیک کرده و شش گلوله به وی زده بودند از همین رو او زخمی شده و بر روی زمین افتاده بود.
 
قابل ذکر است برای مشاهده تصاویر زیر گرفتن و له شدن این جوان فلسطینی می‌توانید به یکی از اين سه آدرس مراجعه فرمائید: لینک تصویر این جنایت در شبکه خبری الجزیره لینک تصویر پدر جوان فلسطینی در شبکه خبری الجزیره لینک تصویر در شبکه اسرائیل

خشنودی روح مطهر شهدا و روح بلند امام شهدا (ره) و  پیروزی رزمندگان مبارز شیعه یمن و در جهت نابودی کفار و دشمنان اهل بیت (ع) و هلاکت عظیم آل سعود و وهابیت ملعون و تعجیل در فرج حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  ذکر ۵ صلوات بر محمد و آل محمد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 20:49  توسط الفاتح  | 

بیانات امام خمینی (ره) در جمع خانواده شهدا و جانبازان

ما هر روز مواجه ایم با صحنه هایی که در عین حال که دلخراش است ، غرور آفرین است. من این تحول عظیم که در ایران پیدا شده است، که در عین حال که پدر ها با عکس جوان خودشان آمده اند و مادر ها چند نفر از فرزندان خود را از دست داده اند، لاکن روحیه آنها روحیه بسیار بلندی است و این تحول مبارک است بر ملت ایران اسلامی.

 من در این مجمعی که این جوانان و عکس این جوانان را می بینم. باید تاثرات خودم را به بازماندگان و تسلیت خود را به پدر و مادر اینها تقدیم کنم و برای آنها از خداوند تبارک و تعالی طلب مغفرت و برای شماها اجر و صبر عنایت کند، و این جوان های غرور آفرین ما را به رحمت واصل خود غرین کند.

این مسایل در طول تاریخ بوده است، در صدر اسلام اینطور مسایل برای اولیای خدا و مسلمین صدر اسلام بسیار بوده است. و شاید از آن وقت تاکنون اینطور وضعیت که در ایران است و این تحولی که برای ملت ما از  زن و مرد و بزرگ و کوچک حاصل شده است سابقه نداشته باشد.

خداوند تبارک و تعالی به ما هر چه داریم داده است، و ما هر چه داریم از اوست، و باید تقدیم او کنیم. سعادت را آنها بردند که آن چیزی را که خدا به آنها داده بود، تقدیم کردند و ما عقب مانده آنها هستیم.

من به شما و همه براداران و عزیزان که فرزندان خود را از دست داده اند تسلیت و تبریک عرض می کنم. تبریک برای اینکه شما خانواده ها بودید که در دامن شما این جوان های برومند تربیت شده اند که برای اسلام فداکاری کردند.

اسلام به ما حق بزرگ دارد، حق حیات دارد. و ما هرچه در راه اسلام بگوییم آن حقی که اسلام بر ما دارد را ادا نکرده ایم. من از خداوند تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما و رحمت برای این جوانانی که فداکاری کردند طلب می کنم.

**********

بیانات امام خمینی (ره) در رابطه با رژیم اشغالگر قدس

الان اسراییل در مقابل همه کشور های اسلامی ایستاده است و می گوید غلط نکنید. این تاسف ندارد، انسان نیستند، اینهایی که در رأس امور هستند اسراییل در مقابله با آنها می گوید فضولی موقوف. شماها که ساکت بودید و در مقابل این جنایت مقابله نکردید، و در این نشست ها کلمه ای گفتید که موافق با آنها بوده است. نوبت شما هم میرسد، اسراییل به خدمت شما هم می آید، اسراییل به خدمت شما هم می آید.

**********

وبلاگ الفاتح شهادت سردار نورعلی شوشتری و جمعی دیگر از فرماندهان و سران طوایف و مردم محلی را به محضر حضرت ولی عصر (عج) - مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) و ملت شریف ایران اسلامی تبریک و تسلیت می گوییم.

سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند

سردار رجبعلی محمدزاده که در عملیات کربلای 4 و در حالی که بسیاری از بسیجیانش به دیدار معشوق شتافته بودند،نیمی از پایش را در کنارنهر خین جاگذاشته بود، به دوستان و همرزمانش گفته بود: " برادران عزیز اگر 4 لیتر خونمان را در راه خدا اهدا نکنیم یعنی ماموریت مان را کامل انجام نداده ایم ..."

سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود

در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود،در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "

امام خميني (ره ) فرمودند: مومنان نسبت به هم برادر و فرزندان يك پدر و مادرند اگر رگي از يكي از آنان زده شد، خواب از چشم ديگران ربوده مي شود.

سلام بر تو سردار شوشتری و یاران باوفایت که به منزلگاه والای خود رفتی و راه بزرگی را که در پیش داشتی مردانه پیمودی. سلام بر تو که به راستی از بزرگترین و درخشنده ترین و فداکارترین شهیدان در پیشگاه خدای تعالی هستی.

اينان قامت كشيده اند تا رسم جانبازى و ايثار و شهادت در راه عقيده را براى همه تاريخ به نمايش گذارند و پيكرهاى خونين شان را سند رسوائى باطل و باطل گويان تاريخ قرار دهند.

برای خشنودی روح مطهر شهدا و روح بلند امام شهدا (ره) و در جهت نابودی کفار و دشمنان اسلام و مسلمین و هلاکت عظیم گروهک تروریستی جندالشیطان (به سرکردگی مالک ریگی خبیث)  ذکر ۵ صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد(ص) و آل محمد(ص) و عجل فرجهم

سرانجام این جهاد پیروزی یا شهادت است

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 12:47  توسط الفاتح  | 

بيانات امام خمينی(ره) درباره آزادگان


بسم ا... الرحمن الرحيم


ما را چه رسد كه با اين قلمهای شكسته و بيانهای نارسا در وصف شهيدان و جانبازان و مفقودان و اسيرانی كه در جهاد في سبيل ا... جان خود را فدا كرده و يا سلامت خويش را از دست داده اند يا به دست دشمنان اسلام اسير شده اند مطلبی نوشته يا سخنی بگوييم؟ زبان و بيان ما عاجز از ترسيم مقام بلند پايه عزيزانی است كه برای اعلام كلمه حق و دفاع از اسلام و كشور اسلامی جانبازی نموده اند.


پدران و مادران و همسران و خويشاوندان شهداء، اسرا، مفقودين و معلولين ما توجه داشته باشند كه هيچ چيزی از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند، كم نشده است. فرزندان شما در كنار پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهارند و پيروزی و شكست برای آنها فرقي ندارد.


در اقدام شريف مادران بزرگواری كه در دامنهای مطهر خود چنين فرزندانی را تربيت كرده اند، چه مي توان نثار كرد؟ اسرا در چنگال دژخيمان خود سرود آزادی اند و احرار جهان آنان را زمزمه مي كنند. مفقودين عزيز محور دريای بيكران خداوندی اند و فقرای ذاتی و دنيای دون در حسرت مقام والايشان در حيرتند.


شما ما را با فداكاريها و خدمتتان خجل كرده ايد. شما حجت را بر ما تمام كرده ايد. شما با كارهای خودتان سبب مباهات و افتخار پيامبر اكرم(ص) شده ايد. شما امام زمان(عج) را رو سفيد كرده ايد.


شما در پيشگاه خداوند متعال مقامی داريد كه ما بايد به شما غبطه ببريم. شما موجب عزت اسلام و مسلمين در دنيا گشته ايد. شما تاريخ را با عظمت و معنويت خود زرين و افتخارآميز كرده ايد. شما را ملائكة ا... فراموش نخواهد كرد.


سلام بر معلولين و مفقودين و اسراي عزيزی كه افتخار اسلام و ميهن اسلامي خويش می باشند و رحمت خداوند بر دامنهای پاكی كه پرورنده اين جوانان شيردل مي باشند.


پيروزی بزرگ مقاومت اسلامی فلسطين

19 اسیر زن فلسطینی از یوغ اسارت صهیونیستها آزاد شدند

< خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او صف واحدی به سان بنیان محکم و به هم پیوسته جهاد می کنند >

سلام و درود بی پايان برمنجی عالم بشريت و روح پرفتوح امام خمينی(ره) و با دعا برای سلامتی مقام معظم رهبری و با درود به روان پاك شهیدان اسلام و رزمندگان مقاومت اسلامی در جبهه های حق علیه باطل

امام خمينی (ره) فرمودند : اگر يك ميليارد جمعيت مسلمانان مجتمع شوند و هر كدام يك سطل آب بريزند اسرائيل را آب مي برد. امروز رژيم صهيونيستی بيش از هميشه احساس ياس و نااميدی و دريوزگی دارد بعد از شكست جنگ 33 روزه با حزب‌الله و جنگ 22 روزه غزه نشانه‌های سست بودن ريشه‌هاي رژيم جنايتكار صهيونيستي بيشتر از هر زمان ديگری مشهود است اين رژيم بی ‌هويت كه بر اساس سه اصل استكباری زر و زور و تزوير توسط انگليسی ‌ها برپا شده مي‌رود تا به زباله ‌دان تاريخ سپرده شود و اين تقدير الهی است كه پاسخ جنايتكاران و متجاوزان را در اين دنيا خواهد داد.

مقام معظم رهبری فرمودند:  برای دشمن صهیونیستی، دین، آئین ،مسجد، کلیسا، شیعه و سنی فرق نمی‌کند. رژیمی است نژادپرست، متجاوز و سفاک، اگر مانعی در راه خود ببیند، از هیچ جنایتی به هر گروه و هر ملت روگردان نیست. ملت‌های منطقه و فرقه‌های اسلامی و پیروان دین‌های مختلف در لبنان و در همه کشورهای اسلامی باید دست اتحاد به یکدیگر دهند و نگذارند تفرقه آنان موجب قوت دشمن شود. ایران اسلامی مقاومت در برابر زورگویی‌ها و تجاوزگری‌های آمریکا و شرارت‌های رژیم صهیونیستی را وظیفه خود می‌داند و در کنار همه ملتهای مظلوم، بویژه مردم عزیز لبنان و ملت مبارز فلسطین خواهد ایستاد.

حملات وحشيانه رژیم اشغالگر قدس به مردم بی دفاع فلسطين نه تنها باعث عقب نشينی مبارزان فلسطین نخواهد شد بلكه روند مقاومت اسلامی در فلسطين را تسريع می بخشد. مقاومت اسلامی تنها راه آزادی قدس شريف و فلسطين اشغالی است و الگوی جهاد و مبارزه برای همه ملتهای مسلمان در عراق و افغانستان جهت رسيدن به آزادی و استقلال است، مقاومت اسلامی در غزه توانستند با فشار و قبول ايثار و شهادت، صهيونيست‌ها را از نوار غزه همچون علف‌های هرزه درو کرده و بيرون کنند.

گلعاد شاليت ، اسير اسراييلی در يك نوار ويديويی دو دقيقه‌ای در حالي كه در حال مطالعه‌ی شماره‌ی روز 14 سپتامبر 2009 يك روزنامه‌ی فلسطينی بود، ضمن معرفی كاملش تاكيد كرد كه هم‌ چنان اميدوار است روز آزادی‌اش فرا برسد، شليط هم‌چنين با ابلاغ سلام به خانواده‌اش و آرزوی ديدار مجدد آنها تاكيد كرد كه در وضعيت جسمی مناسبی به سر می ‌برد و اعضای گردان عزالدين القسام شاخه‌ی نظامی جنبش حماس رفتاری مناسب با وی دارند.

این پیروزی چنان بود که بزدلان صهیونیستی را در هم شکست تا رهبران بزدل و درمانده صهیونیستی مجبور شوند در قبال ارائه فيلم دو دقيقه و 40 ثانيه‌ای از "گلعاد شاليت " نظامی صهيونيستی اسير شده در نوار غزه 20 اسير زن را آزاد كرده و مقاومین فلسطین اين موفقيت بزرگ را جشن گرفته و خداوند تبارک و تعالی را شكر كردند.

وبلاگ الفاتح این پیروزی بزرگ و ارزشمند مقاومت اسلامی حماس را به همه مسلمانان و آزادگان و ستمدیدگان جهان تبریک عرض مینماییم و از خداوند تبارک و تعالی آزادی تمامی اسیران مظلوم و بی دفاع در چنگ رژیم صهیونیستی را خواستاریم، همچنین تجاوز و اهانت مزدوران صهیونیستی به مسجد الاقصی را بشدت محکوم میکنیم  و انشاءالله حمله صهیونیست ها به قدس شریف بی پاسخ نخواهد ماند.

در گوشه ای دیگر از جهان: مصیبت جنایات هولناک حکومت ملعون یمن با همدستی رژیم سعودی ملعون در کشتار و قتل عام شیعیان و سادات بی دفاع یمن را به محضر امام زمان(عج) و مقام معظم رهبری و شیعیان رنجدیده جهان تسلیت عرض مینماییم و این جنایات جنگی را بشدت محکوم مینماییم. وظیفه مسلمانان آزاده جهان خصوصا شیعیان است که فریاد مظلومیت آنان را به گوش جهانیان برسانند، و از این رو با تمام توان و با استفاده از همه ابزار از شیعیان ستمدیده یمن حمایت کنند، به امید پیروزی سپاه اسلام بر لشکر کفر پیشه و متجاوزان جنایتکار/ ان شاء الله

بعضی از رهبران اعراب (عربستان، مصر،اردن، امارات، یمن) ترسو، پست و دنیا پرست با سکوت خود پرده از چهره یزیدی خودشان برداشته اند ؛ ابرقدرت‌ها و ستمگران دنيا و رژیم صهیونیست و آل سعود خبیث و میمون صفت، منتظر وعده و غضب الهی در نابوديشان در آينده‌ای نزديك باشند. توفیق و پیروزی برای رزمندگان مقاومت اسلامی در نبرد حق علیه باطل طلب می نماییم.

وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون

به امید نصرت نهائی اسلام و آزادی قدس شریف و نابودی کامل کفر جهانی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 18:6  توسط الفاتح  | 

ابعاد مظلوميت اميرالمؤمنين علی عليه السلام

:اتهام شرکت امام علی علیه السلام در قتل عثمان

طلحه و زبیر از اولین کسانی هستند که هنوز چندی از حکومت امیرالمؤمنین نگذشته بود که بیعت شکنی و دشمنی خود را آشکار کردند. آنان با همدستی عایشه، سپاهی را برانگیختند و بصره را با حیله، تزویر، قتل و غارت، گرفتند. آنان در گفتار خود قصاص عثمان را میطلبیدند در حالی که خود بیشترین سهم را در تحریک احساسات مردم علیه عثمان داشتند و دستشان به خون او آلوده بود. این شعار تنها بهانه ای بود برای به دست گرفتن حکومت. آنان میدانستند که شورشیان بر عثمان، یک یا چند تن نیستند، بلکه شمار بسیاری از مردم مصر، بصره، کوفه و مدینه اند. از این رو، علی (ع) نمیتوانست با آنان برخوردی داشته باشد، زیرا قتل عثمان نتیجه یک انقلاب و خیزش بزرگ مردمی بود.

پاسخ امام علی (ع) به اصحاب جمل، از موضع خيرخواهانه و افشاگرانه بود. امام علی (ع) در نصیحت به طلحه و زبیر چنین میفرمایند: پندارید که من عثمان را کشته ام. میان من و شما از اهل مدینه کسانی هستند كه نه با من هستند و نه با شما. اینان قضاوت کنند تا هر کس هر اندازه در این امر دخالت داشته، بر گردنش آید و از عهدۀ آن برآیند. ای دو مرد سالخورده! از این رأی و نظر که دارید باز گردید. اگر امروز چنین کنید، تنها عار گریبانگیر شماست و اگر داوری بر قیامت گذارید، هم عار است و هم نار.

اقدام دیگر امام علی (ع) پرده برداری از چهره و عمل اتهام زنندگان است. ایشان دربارۀ طلحه و زبیر و مشارکت آنها در قتل عثمان میفرماید:

« والله ما انکَروا علیٌ مَکَراً و لا جعلوا بینی و بینهم نِصفاً، و أنٌهم لَیَطلُبُون حقٌاً هُم ترکوه و دماً هم سفکُوه. به خداوند سوگند! از انتساب هیچ منکری به من خودداری نورزیدند و در رفتار میان من و خود، رعایت انصاف نکردند. ایشان حقی را طلب میکنند که خود آنها را واگذاشتند و خونی را میخواهند که خود آنرا ریخته اند».

سپس میافزاید:« اگر من در آن کار با آنان شریک بوده ام، آنان خود بی نصیب نبوده اند و اگر آنان خود و بی من چنان کردهاند، پس آنهایند که باید بازخواست شوند و نخستین گامی که در راه عدالت برمیدارند، باید به زیان خود حکم دهند».

ایشان دربارۀ خونخواهی طلحه، چنین زبان به سخن میگشاید و پرده از حقیقت برمیگیرد و راز فتنه گران را برملا میسازد: « والله ما استعجل متجرداً للطلب بدم عثمان الّا خوفاً من أنا یطالب بدمه لانّه مظنّته ولم یکن فی القول أحرص علیه منه. فأراد أن یغالط بما أجلب فیه لیلتبس الأمر و یقع الشک.

طلحه چونان شمشیري از نیام برکشیده در طلب خون عثمان شتاب نکرده است جز آنکه میترسد دیگران، خون عثمان را از او بطلبند؛ زیرا او خود به کشتن عثمان مظنون است و در میان خیل کشتگان عثمان، هیچ کس آزمندتر از او بدین کار نبود. حال میخواهد مردم را به غلط اندازد تا امر متشبه شود و شک در دلها لانه سازد».

سپس دسیسه گری و باطل گرایی آنان را اینگونه بیان میدارد: « به خدا سوگند! دربارۀ عثمان هیچ یک از این سه کار را انجام نداد. اگر فرزند عفٌان، ظالم میبود، چنانچه او میپنداشت ـ شایسته بودکه قاتلانش را یاری دهد و با یاری کنندگانش ستیزه کند. و اگر مظلوم بود سزاوار چنان بود که در زمره کسانی باشد که شورشگران را از او باز دارد و بیگناهیش را عذر آورد. و اگر در تردید بود که او ظالم است یا مظلوم، بهتر آن بود که کناری میگرفت و به گوشهای میخزید و مردم را با او به حال خود میگذارد.

طلحه، هیچ یک از این سه کار را نکرد. بلکه نغمه ای نوساز کرده بود که کس راه آن نمیشناسد و عذرهایی میآورد که همه نادرست است».

امام علی (ع) در جایی دیگر برکناری خود از ماجرای قتل عثمان و شرکت عایشه و طلحه و زبیر را در آن بازگو میکند: «مردم بر او (عثمان) خرده گرفتند و من که مردی از مهاجران بودم همواره خشنودی او را میخواستم و کمتر سرزنش میکردم. ولی طلحه و زبیر دربارۀ او شیوهای دیگر داشتند و آسانترین کارشان، تاختن بر او بود. و نرم‌ترين رفتارشان، رفتاری ناهموار بود. به ناگاه عایشه بی تأمل بر او خشم گرفت و مردم بر او شوریدند و کشتندش.

امام علی (ع) با همین شیوه با معاویه برخورد کرد. معاویه به دلیل خویشاوندی با عثمان و تبلیغات مؤثر مردم فریب ـ که مهمترین ابزار همۀ فتنه جویان است ـ توانسته بود گروه فراوانی را به دور خود جمع نماید و خود را بزرگترین خونخواه خلیفۀ مقتول معرّفی کند. امام (ع) در نامهای خطاب به او مینویسد:

ای معاویه! به جان خودم سوگند! اگر به دیدۀ خرد بنگری، نه از روی هوا و هوس، درخواهی یافت که من از هر کس دیگر از کشتن عثمان بیزارتر بودم و من از آن کناری جسته بودم. مگر آن که بخواهی جنایت را به گردن من نهی و چیزی را که بر تو آشکار است، پنهان داری.

آن حضرت در پاسخ به نامۀ معاویه که دربارۀ عثمان بسیار سخن گفته بود او را در شمار قاتلان عثمان دانست و به او چنین پاسخ داد: « پس از ماجرای من و عثمان سخن گفتی. باید پاسخ این پرسش را به تو داد که خویشاوند او هستی. حال بگو کدام یک از ما در حق عثمان بیشتر دشمنی کرد و به کشتن او مردم را راه نمود؟ آیا آن که خواست به به یاریش برخیزد ولی عثمان خود نخواست و گفتش در خانه ات بنشین و از یاری من دست بدار؟ یا آن که عثمان از او یاری خواست ولی او درنگ کرد و اسباب هلاکت او مهیّا داشت تا قضای الهی بر سر او آمد؟

 شبهه در عدم توافق عمومی مردم در بیعت با امام علی (ع):

این شبهه که بیشتر از سوی معاویه و یاران او مطرح میشد مقبولیت مردمی و مشروعیت حکومت امام علی (ع) را هدف قرار داده بود تا مردم را از امام (ع) جدا سازند. بنابراین امام علی (ع) در پاسخ به معاویه اجماع مردم بر حکومتش را گوشزد میکند و به شبهه سازی او پاسخ میدهد:«این مردمی که با ابابکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند به همان شیوه با من بیعت کردند. پس آن را که حاضر است نرسد که دیگری را اختیار کند و آن را که غایب بوده است نرسد که آن چه حاضران پذیرفته اند؛ نپذیرد.

شبهه و اتهام عدم مشورت با اصحاب:

یکی از وجوه مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) شبهه های است که گروه ناکثین می پراکندند. آنان علی (ع) را به استبداد در حکومت و مشورت نکردن با بزرگان متهم میساختند.

حال آنکه میخواستند نظرهای رسوب یافته و دور از حقیقتشان را به علی (ع) تحمیل کنند.

علی (ع) نیز کسی نبود که تسلیم فشارهای آنان شود. زیرا اگر میخواست چنین کند حکومت بصره و کوفه را از آنها دریغ نمیکرد. از این رو به آنان میفرماید: «لقد نقمتما يسيراً و أرجآتما كثيراً، ألا تخبراني أي شيئٍ كان لكما فيه حق دفعتكما عنه»، به اندک چیزی خشمناک شدید و خوبیهای فراوان را از یاد بردید. ممکن است به من خبر دهید که کدام حقی را از شما باز داشتهام و بر شما ستم کرده ام؟»

 شبهه در شایستگی امیرالمؤمنین (ع) در امر خلافت:

دردناکترین شبهه های که دشمنان علی (ع) در جامعه انتشار میدادند شبهه در صلاحیت امام (ع) برای خلافت و رهبری بود. در حالی که فتنه گران، مقام والا و شایستگی علی (ع) را میشناختند و بدان اقرار داشتند. آنان به مقام امامت و خلافت با نگاه دنیوی و مادی می نگریستند و بر این اساس میگفتند که رسالت با امامت و خلافت نمی باید در یک خاندان جمع گردد. از این رو علی (ع) به دفعات به پاسخگویی این شبهات پرداخت و با این تفکر منحط مبارزه نمود.

علی (ع) در دفاع از اهل بیت (ع) این گونه لب به سخن میگشاید: « راه هدایت به پای ‌مردی ما طلب شود و کوری و گمراهی به ما از میان میرود. هر آینه پیشوایان از قریش هستند. نهال پیشوایی را در خاندان هاشم کشته اند. پیشوایی، غیر ایشان را سزاوار نیست و ولایت و امامت را کسی جز ایشان شایسته نباشد.

در فراز دیگری امیرالمؤمنین (ع) قاطعانه از حق و حریم عترت نبوی (ص) به دفاع برمیخیزد. « در این امت، هیچ کس را به آل محمد (ص) مقایسه نتوان کرد. کسانی را که مرهون نعمتهای ایشانند با ایشان برابر نتوان داشت که آل‌محمد (ص) اساس دین اند و ستون یقین اند که افراط کاران به آنان راه اعتدال گیرند و واپس ماندگان به مدد ایشان به کاروان دین بپیوندند. ویژگیهای امامت در آنهاست و وراثت نبوت منحصر در ایشان است. اکنون حق به کسی بازگشته که شایستۀ آن است و به جایی باز آمده که از آن جا رخت بر بسته بود.

 فریبکاری و تظاهر به اسلام در مقابل علی (ع):

دنیاپرستان و فتنه گران برای آن که بتوانند در ساحت جامعه به حیات خود ادامه دهند و مردم را بفریبند، خود را پایبند به قوانین تثبیت شدۀ جامعه نشان میدهند. بهترین شعارها را برمیگزینند. موجه ترین چهره ها را به خدمت میگیرند و با ظاهرسازی به نام اسلام به مبارزه با اسلام ناب برمیخیزند. هر سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین به این حربه در مقابل علی (ع) تمسک جستند و سعی در مشوّه کردن چهرۀ امیرالمؤمنین (ع) نمودند. امام علی (ع) در پاسخ به نامهای از معاویه که در آن خود را از یاوران رسول خدا (ص) برشمرده بود و خود را مدافع دین خدا وانمود میسازد، چنین میفرماید: « اما بعد نامه ات به من رسید. در آن نوشته بودی که خداوند محمد (ص) را برای دین خود اختیار کرد و او را به کسانی که خود نیرویشان داده بود یاری کرد. روزگار شگفت چیزی را از ما نهان ساخته بود و تو اکنون آشکارش ساختی، میخواهی ما را از نعمتی که خداوند به ما ارزانی داشته و پیامبر خود را به میان ما فرستاده است خبر دهی؟»

در نامۀ دیگری به معاویه مینویسند: « و قد دعوتنا الي حكم القرآن و لست من أهله» ، تو ما را به حکم قرآن فراخواندی حال آن که خود اهل قران نیستی ما دعوت تو را اجابت نکردیم بلکه حکم قرآن را گران نهادیم

امام (ع) در برابر شورش و غوغای نهروانیان که جاهلانه و کینه ‌توزانه به آیۀ لا حکم الا لله استناد می جستند فرمود: كلمهًْ حق يراد بها الباطل؛ این سخن حقی است که به آن باطلی اراده شده است.

 نافرمانی سپاهیان:

یکی از مظلومیتهای امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت سرپیچی و نافرمانی سپاهیان و لشگریان حضرت بود. امام علی (ع) این مردمان را به سه گروه تقسیم میکند. به اکراه آمدگان، بهانه آورندگان، و نشستگان و به جنگ‌ نيامدگان .

چنین نیروهایی قدرت ابتکار را از حاکم میگیرند و در هنگامه های سخت نه تنها پشتیبان مؤثری نخواهند بود بلکه مایۀ قوت و قدرت فتنه جویانند. امام (ع) در توصیف به اکراه آمدگان که باری مضاعف برای سپاه امام بودند میفرماید: شما را به یاری برادرانتان فرا خواندم نالیدید همانند اشتری که از درد ناف بنالد و گرانی و سستی ورزیدید همانند پشت ریش که بار بر او نهاده باشند. سپس اندك سپاه ناتوان و مضطرب به نزد من روانه داشته اید، چنان با بی‌میلی قدم برمیدارند که گویی به دیار مرگشان میبرند. این چنین است که حضرت مظلومانه و غمگینانه بدانها خطاب میکند که در این روزهای چون شب ظلمانی چگونه به شما اعتماد کنم که هرگز آن ستونی نبودهاید که بر آن تکیه توان داد و یاران توانمندی نیستید که به هنگام نیاز نیازی برآورید.

امام (ع) دربارۀ گروه دوم یعنی بهانه آورندگان و عافیت اندیشان سست عنصر که در هنگامۀ سختی برای توجیه حضور نیافتن خویش در صحنه بهانه هایی به دروغ میتراشند به آنان میگوید: «چون درگرمای تابستان به کارزارتان فراخواندم میگویید که در این گرمای سخت چه جای نبرد است. مهلتمان ده تا گرما فروکش کند. و چون سرمای زمستان به کارزار فراخوانم میگویید که در این سوز سرما چه جای نبرد است مهلتمان ده تا از شدت سرما کاسته شود. این همه که از سرما و گرما می گریزید به خدا سوگند که از شمشیر گریزان ‌ترید.

گروه سوم نشستگان و جنگ گریزانند. هرگاه نوای جهادی برمیخیزد آنان به سوراخی میخزند و خود را کنار میکشند. علی (ع) مظلومانه و غریبانه در مزمّت اینان چنین شکوه میکند: ... به خدا سوگند ! خوار و ذلیل کسی است که شما یاری‌گرش باشید. هر که شما را چون تیر به سوی خصم افکند تیر شکسته و بی پیکان به سوی او افکنده است. به خدا سوگند در عرصۀ آرامش خانه شمارتان بسیار و در زیر پرچم نبرد اندک است.

امام (ع) در فراز دیگری از نهج البلاغه عمق درد را در خطاب به کوفیان نافرمان چنین فریاد میکند: مرگ بر شما باد که با نافرمانیهای خود، اندیشهام را تباه کردید تا آن جا که قریش گفتند پسر ابوطالب مردی دلیر است ولی از آیین لشکرکشی و فنون نبرد آگاه نیست. خدا پدرشان را بیامرزد آیا در میان رزم‌آوران رزم دیده تر از من میشناسند یا کسی را که بیش از من قدم به میدان جنگ نهاده باشد.

سستی در اندیشه و عمل:

یکی از اسباب مظلومیت رهبری و یکی از ابزاری که دنیاپرستان و فتنه جویان از آن بهره میجویند ایجاد و تقویت سستی در اندیشه و عمل سپاهیان حق است. چنانچه یکی از مسائلی که مولا علی (ع) از آن مینالد و سپاهیان خود را مذمت میکند همین موضوع است. درد جانکاه علی (ع) چنان است که خطاب به آنها فریاد میکند: « ما ابالكم ما تنتظرون بنصركم ربكم؟ أما دين يجمعكم و لا حميهًْ تحمشكم؟»

ای بی ریشه ها! چرا در یاری پروردگارتان درنگ میکنید؟ آیا دینی نیست که شما را با یکدیگر متحد سازد؟ آیا غیرت و حمیتی نیست که شما را به خشم آورد؟

در خطاب دیگری مولا (ع) دنیاپرستی و تظاهر آنها به دین را به ایشان یادآور میشود و میگوید:

در ترک آخرت و دوستی دنیا یک دل شده اید. دین شما اقرار است به زبان و نه به دل. در بی التفاتی و آسودگی نسبت به اوامر خدا همانند کارگری هستید که کار خود به پایان رسانده و خشنودی سرور خویش حاصل کرده است.

هنگامی که سفیان بن عوف به دستور معاویه بر شهر انبار (در شرق فرات) تاخت و بسیاری را کشت و زنان مسلمان و اهل ذمه را مورد تهاجم و تجاوز قرار داد، علی (ع) از این واقعه بسیار غمگین و آشفته شد و فرمود اگر مسلمانی از این اندوه بمیرد سزاوار است. آنگاه با ناراحتی خطاب به نامردان سپاه خود فریاد زد: وقتی می نگرم که شما را آماج تاخت و تاز خود قرار میدهند و از جای نمی جنبید، بر شما میتازند و شما به پيکار دست نمیزنید میگویم که قباحت و ذلت نصیبتان باد.

 تفرقه در صفوف مردم و نافرمانی:

یکی از عوامل مهم تداوم نیافتن حکومت علی (ع) و افزایش مظلومیت آن حضرت تفرقه در صفوف یاران آن حضرت است. از همان ابتدای حکومت چندگانگی و چندرنگی در میان یاران علی (ع) موج میزد. گروهها، اشخاص و قبایل گوناگون هر یک با انگیزه و مقصدی گوناگون نه بر طاعت امیرالمؤمنین(ع) که بر طاعت خویش بودند. چنانچه علی (ع) بدانها میگوید: چه سود که در شما افزون هستید در حالی که اتفاق در میانۀ دلهایتان اندک است.

آن هنگام که خبر چیرگی بسر بن ارطاهًْ بر یمن به امام رسید در جمع مردم سخن راند و مایۀ نگون‌بختی آنان را تفرقه و نافرمانی اعلام نمود: «به خدا سوگند پندارم که این قوم به زودی بر شما چیره شود زیرا آنها با آن که بر باطلند دست در دست هم دارند و شما با آن که بر حق هستید پراکنده اید. شما امامتان را که حق با اوست نافرمانی میکنید و آنان پیشوای خود را با آن که بر باطل است فرمان بردارند.

در جای دیگری سوگمندانه میفرماید: «أيها الناس، المجتمعهًْ أبدانهم، المختلفهًْ أهوائهم، كلامكم يوهي الصَّمَّ الصِّلاب و فعلكم يطع فيكم الاعداء» ای مردمی که به تنها مجتمعاید و به آرا پراکنده! سخنانتان هنگامی که لاف دلیری میزنید صخره های سخت را نرم میکند. در حالی که کردارتان، دشمنانتان را در شما به طمع می اندازد.

 شایعه پراکنی و ایراد تهمت علیه علی (ع):

ازجملۀ ابعاد مظلومیت امیرالمؤمنین شایعه هایی است که علیه آن حضرت ساخته شد و تهمت های ناجوانمردانه ای است که به آن حضرت نسبت داده میشد. علی (ع) در دوران خلافت خود با توطئه هایی این چنین روبرو بود. تا آنجا که ناجوانمردانه علی (ع) را به دروغ‌گویی متهم میکردند تا هم نادانی خود را بپوشانند و هم از نفوذ کلام او بکاهند. علی (ع) اینگونه با مظلومیت به تهمت ها پاسخ میدهد. « به من خبر رسیده که گفته اید علی دروغ میگوید. خدایتان بکشد. به چه کسی دروغ میبندم. آیا به خدا دروغ میبندم. در حالی که من نخستین کسی هستم که به او ایمان آورده ام یا بر پیامبر دروغ میبندم در حالی که من نخستین کسی هستم که او را تصدیق کرده ام؟ به خدا سوگند! که نه چنین است بلکه آن چه میگفتم معنی آن را در نمی یافتید زیرا شایستۀ دریافت آن نبودید

در میان دشمنان علی (ع) بنیامیه و معاویه بیشترین سهم را در تهمت و شایعه پراکنی علیه آن حضرت داشتند. تبلیغات روانی آنها به حدی بود که ناآگاهان و حتی برخی کسانی که آن حضرت را میشناختند را هم تحت تأثیر قرار میداد. چنانچه پس از شهادت آن حضرت در محراب نماز برخی مردم شام با تعجب میپرسیدند مگر علی (ع) نماز هم میخواند.

در شام با دسيسه چینی های عمروعاص علی (ع) را به شوخ طبعی بسیار متهم میکردند تا او را برای حکومت ناصالح قلمداد کنند. همان چیزی که پس از رحلت پیامبر (ص) یکی از دستاویزها برای غصب خلافت بود. امیرالمؤمنین (ع) این کینه و نیرنگ فریب کارانی چون عمروعاص را چنین بیان میفرماید:

در شگفتم از پسر نابغه (عمروعاص)! به شامیان میگوید که من بسیار مزاح میکنم و فردی شوخ طبع و اهل بازیچه ام. این سخنی است باطل و گناه آلود که عمرو بر زبان آورده است. بدانید که بدترین گفتار دروغ است و او میگوید و دروغ میگوید.

آري، اين‌چنين بود كه امام(ع) از هر سو آماج تهمت‌ها و نيرنگ‌ها و دسيسه‌ها و نافرماني‌ها و بي‌خردي‌ها و ناجوانمردي‌ها قرار داشت. ابعاد فتنه‌اي كه مظلوميت مضاعفي براي اميرمؤمنان رقم زده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 17:6  توسط الفاتح  | 

سيره‏ عملى امام خمينى (ره) در ماه مبارك رمضان

عالمان رباني، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشيد رسالت و امامت، بر زمينيان تجلى مى‏كنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله عليه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏دهند.
 
در ميان دين باوران كفر ستيز، چهره محبوب قرن، فقيه تيزبين سياست مدار، فيلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنيان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى رضوان الله عليه، از موقعيتى والا و ويژه برخودار است، زيرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آيه قرآن را مجسم ساخت و عينيت ‏بخشيد. در اين مبحث به سيره عملی امام می پردازيم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .

حضرت امام (ره) توجه ويژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدين جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطيل مى‏كردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.

و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است‏»

يكى از ياران امام، در اين باره گفته است :

در اين ماه، ايشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند . خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با اين ماه در زندگى خود ايجاد مى‏كردند، به گونه‏اى كه اين ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجيد و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏كردند.

ايشان، به هنگام سحر وافطار، بسيار كم مى‏خوردند، به گونه‏اى كه خادم‏شان فكر مى‏كردند كه امام، چيزى نخورده است!

حضرت امام رحمة الله عليه درباره رمضان چنين مى‏سرايند:

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افــــطار به مـــــى كرد برم پيـــر خرابات گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
 
با باده، وضو گير كه در مذهب رندان
در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد
 
عبادت و تهجد

از جمله برنامه های ویژه ی امام در رمضان عبادت و تهجد بود . امام عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی می دانستند و به صراحت بیان می کردند که در وادی عشق نباید به عبادت به چشم وسیله ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد .

اکثر اشنایان امام نقل می کنند که از سن جوانی نماز شب و تهجد جزو برنامه هایشان بود.

امام توجه خاصی به نوافل داشته و هرگز نوافلش را ترک نمی فرمود . نقل شده که امام در نجف اشرف با ان گرمای شدید هوا ماه رمضان را روزه می گرفت و با این که در سنین پیری بود و ضعف بسیار داشت تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل بجای نمی اورد افطار نمی کرد و شبها تا صبح نماز و دعا می خواند و بعد از نماز صبح مقداری استراحت می کرد .

توجه ویژه به قرآن

امام خمینی توجه خاصی به قرآن داشت به طوری که روزی هفت بار قرآن را می خواندند.
هر فرصتی که بدست می اوردند ولو اندک قران میخواندند . بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از اماده شدن سفره که معمولا به بطالت می گذرد قران تلاوت می نمود.
 
گزیده هایی از توصیه های امام به مناسبت ماه رمضان

شما در این چند روزی که به ماه رمضان مانده به فکر باشید خود را اصلاح کرده توجه به حق تعالی پیدا نمایید . از کردار و رفتار ناشایسته خود استغفار کنید . اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شدید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه کنید . زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید . مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی ، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند . در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمان سرای باری تعالی الوده به معاصی باشید . شما اقلا به اداب اولیه روزه عمل نمایید و همانطور که شکم خود را از خوردن و اشامیدن نگه می دارید چشم و گوش و زبان را هم از معاصی بازدارید .

اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچگونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد معلوم می شود روزه ای که از شما خواسته اند محقق نشده است . اگر دیدید کسی می خواهد غیبت کند جلوگیری کنید و به او بگویید ما متعهد شده ایم که در این سی روز ماه مبارک رمضان از امور محرمه خود داری کنیم . توجه بکنید که ماه مبارک را به ادابی عمل بکنید .. فقط دعا نباشد دعای به معنای واقعی اش باشد .

خانم زهرا مصطفوى مى‏گويد:

راز و نياز امام و گريه‏ها و ناله‏هاى نيمه شب ايشان، چنان شديد بود كه انسان را بى اختيار، به گريه مى‏انداخت

يكى از اساتيد قم نقل مى‏كرد:

شبى ميهمان حاج آقا مصطفى بودم. ايشان، خانه‏ جداگانه‏اى نداشتند و در منزل امام زندگى مى‏كردند. نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله‏اى شنيدم، نگران شدم كه مگر اتفاقى افتاده است، حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: «ببين چه خبر است!» . ايشان نشست و گوش داد و گفت: «صداى امام است كه مشغول تهجد و عبادت است‏»

در ماه مبارك رمضان، اين شب زنده دارى و تهجد، وضعيت ديگرى داشت. يكى از محافظان بيت مى‏گويد در يكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان، نيمه شب، براى انجام كارى مجبور شدم از جلوى اتاق امام گذر كنم. حين عبور، متوجه شدم كه امام، زار زار گريه مى‏كردند! هق هق گريه‏ امام كه در فضا پيچيده بود، واقعا مرا تحت تاثير قرار داد كه چگونه امام، در آن موقع از شب، با خداى خويش راز و نياز مى‏كند.

آخرين ماه مبارك رمضان دوران حيات امام، به گفته‏ ساكنان بيت، از ماه مبارك رمضان‏هاى ديگر متفاوت بود! به اين صورت كه امام هميشه، براى خشك كردن اشك چشم‏شان دستمالى را همراه داشتند، ولى در آن ماه مبارك رمضان، حوله‏اى را نيز همراه برمى‏داشتند تا به هنگام نمازهاى نيمه شب‏شان، از آن استفاده كنند!

امام خمينى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به ‏طورى كه روزى، هفت ‏بار قرآن مى‏خواندند!

امام در هر فرصتى كه به ‏دست مى‏آوردند، ولو اندك، قرآن مى‏خواندند. بارها ديده شد كه امام، حتى در دقايقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مى‏گذرد - قرآن تلاوت مى‏كنند !

امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مى‏خواندند .

يكى اطرافيان امام مى‏گويد:

امام در نجف، چشم‏شان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاينه‏ چشم امام گفت: «شما بايد چند روزى قرآن نخوانيد و به چشم‏تان استراحت ‏بدهيد» . امام خنديدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مى‏خواهم! چه فايده‏اى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كارى كنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم. »

و در ماه رمضان يكى از همراهان امام در نجف، اظهار مى‏كرد كه امام خمينى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مى‏خواندند ، يعنى در هر سه روز، يك بار قرآن را ختم مى‏كردند .

علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مى‏دادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت ‏شود .

از كردار و رفتار ناشايسته خود ، استغفار كنيد! اگر خداى نخواسته، گناهى مرتكب شده‏ايد، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان ، توبه كنيد! زبان را به مناجات حق تعالى عادت دهيد! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غيبتى، تهمتى و خلاصه گناهى سر بزند و در محضر ربوبى، با نعم الهى و در مهمان سراى بارى تعالى، آلوده به معاصى باشيد! شما اقلا، به آداب اوليه‏ روزه عمل نماييد و همان ‏طورى كه شكم خود را از خوردن و آشاميدن نگه مى‏داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز داريد! از هم اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويى و دروغ نگهداشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت ‏شيطانى را از دل بيرون كنيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 19:0  توسط الفاتح  | 

ضرورت وحدت در انديشه امام خميني (ره)

امام خميني (ره) پيامدهاي تفرقه را به خوبي شناخته بود و مي دانست که تفرقه در ميان امت اسلامي در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي تأثير منفي بسياري بر جاي گذاشته است که رفع آنها بسيار مشکل است و به زمان زيادي نياز دارد و تنها راه جلوگيري از آسيبهاي ناشي از اين تفرقه، وحدت و برادري است که بايد حول محور اسلام عزيز و تعاليم حيات بخش آن صورت گيرد که در اين راستا ضرورتهاي وحدت را نيز تشخيص داده بودند تا بدان وسيله امت اسلامي به مسير و صراط مستقيم الهي رهنمون گردد.

اولين ضرورت وحدت از ديدگاه امام، قيام در راه خدا بود تا جامعه بشري به طور کلي اصلاح شود:« قال تعالي: قل انما اعظکم بواحده، ان تقوموا... مثني و فرادي». خداي تعالي در اين کلام شريعت از سر منزل تاريک طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان کرده و بهترين موعظه هايي است که خداي عالم از ميان تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يک کلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين کلمه تنها راه اصلاح در جهان است»

در اين راستا بايد، عدالت در جهان گسترش يابد و حزب مستضعفين جهان تشکيل شود: «اگر يک حزبي در عالم پيدا بشود، يک حزب عالمي، حزب مستضعفين که همان حزب ا... است، اين همه مشکل رفع بشود»و مسلمين جهان به رشد سياسي کافي برسند. و بازگشت به فرهنگ خودي و خودباوري و سعي در خود کفايي از غرب نهراسند و در برابر قدرتها ايستادگي کنند.

ضرورت بعدي وحدت، جلوگيري از توطئه و تفوق استکبار جهاني به سرکردگي آمريکاست که با ايجاد تفرقه اختلاف بين مسلمانان سعي در رسيدن به هدف خود دارد. امام راحل مي دانست که: « دشمن اصلي اسلام و قرآن کريم و پيامبر(ص) ، ابرقدرتها خصوصاً آمريکا و وليده فاسدش اسرائيل است که چشم طمع به کشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زير زميني آنان در اين توطئه شيطاني تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شکل که بتوانند مي باشند».

امام مي خواست با وحدت و ايجاد همبستگي اسلامي بين مسلمانان، همه ملل اسلامي به استقلال و آزادي دست يابند، زيرا مسلمانان بايد براي بدست آوردن استقلال و آزادي اين کليد پيروزي را بدست آورند و براي وحدت کلمه کوشش کنند و به استکبار جهاني اجازه ندهند که در مقدرات کشورهاي اسلامي دخالت کند.

امام خميني (ره) براي ايجاد صلح و صفا، وحدت را ضروري مي دانست و مي فرمود: «جمهوري اسلامي مايل است با همه همجواران و ديگران با صلح و صفا زندگي کند» و در جاي ديگري نيز فرمودند: «اميدوارم صلح جهاني بر پايه استقلال ملتها و عدم مداخله در امور يکديگر و مراعات اصل حفظ تماميت ارضي کشورها بنا گردد»

از نظر امام لازمه صلح و صفاي جهاني، زيست مسالمت آميز با همه کشورهاي عالم است. «دولت و ملت جمهوري اسلامي، طالب اخوت ايماني با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زيست مسالمت آميز با همه کشورهاي عالم است»  بنابراين خواهان گسترش روابط بر اساس اصل احترام متقابل است: «روابط ، با تمام خارجيها بر اساس اصل احترام متقابل خواهد بود، در اين رابطه نه به ظلمي تسليم مي شويم و نه به کسي ظلم مي کنيم»

«ما با همه ملتهاي عالم مي خواهيم دوست باشيم، با همه دولتهاي عالم به حسب طبع اولي مي خواهيم دوست باشيم. مي خواهيم که روابط حسنه، با احترام، متقابل نسبت به هم داشته باشيم.»

امام خميني (ره) حکومت اسلامي را حکومتي آزاد و مستقل مي دانست که روابطش با شرق و غرب به يک نحو است و اگر آنها روابط حسنه داشته باشند، دولت اسلام هم با آنها روابط حسنه دارد و اجازه نمي دهد کسي در مقدرات مملکتمان دخالت کند. بنابراين «... با همه اقشار بشر و با تمام مستضعفين عالم روابط حسنه داريم به شرط اينکه روابط متقابل و احترام متقابل باشد».

بنابراين مي توان گفت امام خميني (ره) با توجه به وظايف شرعي خود براي اصلاح بشر ايجاد همبستگي بين همه مستضعفان جهان و مسلمانان دنيا، گسترش عدالت اجتماعي، به وجود آوردن صلح و صفا در همه جهان، خودباوري و نفي سبيل، جلوگيري از دخالت ابرقدرتها در مقدرات کشورهاي ضعيف و مسلمانان و چپاول ذخاير آنها و گسترش روابط مبتني بر احترام متقابل و حسن همجواري وحدت مسلمانان مستضعفان جهان را ضروري مي شمرد و آن را تنها عامل و رمز پيروزي و بقاي هر امتي مي دانست و بنابراين بر ايجاد وحدت تأکيد فراواني مي نمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 2:17  توسط الفاتح  |